يارب دل پاك وجان آگاهم ده   آه شب وگريه سحرگاهم ده

در راه خود اول زخودم بي خود كن     بيخود چو شدم زخود بخود راهم ده

الهي از پيش خطر واز پس راهم نيست،دستم گير كه جز تو پناهم نيست،

الهي خود را به تو وابستم، اگر بداري ترا پرستم واگرنداري خود پرستم ، نوميدم مساز بگير دستم .

الهي دستم گير كه دست آويز ندارم ، وعذرم بپذير كه پاي ز ندارم.

 الهي اي دور نظرواي  نيكو حضر واي نيكو كار نيك منظر ، اي دليل هر برگشته واي راهنماي هر سرگشته ، اي چاره ساز هر بيچاره واي آرنده هر اواره ، اي جامع هر پراكنده واي رافع هر افتاده ، دست ما گير اي  بخشنده بخشاينده.

 

الهي روزگاري ترا مي جستم خود را مي يافتم ،اكنون خود را مي جويم وترا مي يابم.

الهي اي مهربان فرياد رس ،عزيزآن كس كه او با تو ييابم.ك نفس ،نفسي كه آن را حجاب نايد از پس.

الهي اداي شكر ترا هيچ زبان نيست ودرياي فضل ترا هيچ كران نيست وسر حقيقت تو بر هيچكس عيان نيست ،هدايت كن بر مارهي كه بهتر از آن نيست.

 

الهي ما از غافلانيم نه از كافرانيم ، نگاهدار تا پريشان نشويم ودر راه آر تا سرگردان نشويم.

الهي به حرمت ذاتي كه تو آني ،به حرمت صفاتي كه چناني وبه حرمت نامي كه تو داني به فريا رس كه مي تواني .

الهي مكُش اين چراغ افروخته را ومسوز اين دل سوخته را ومَدَر اين پرده دوخته را ومران اين بنده نو آموخته را.

 الهي روي بنما تا در روي كسي ننگريم ودري بگشاي تا بر درِ كس نگذريم.

الهي بر سر از خجالت گرد داريم ودر دل از حسرت درد داريم ورخ از شرم گناه زرد داريم.

 

الهي صبر از من رميد وطاقت من شد سست ،تخم آرام كشتم بيقراري رُست ، نه خرسندم نه صبور ،نه مهجورم ونه رنجور .

 

الهي فراق كوه را هامون كند ،هامون را جيحون كند ،جيحون را پر خون كند ،دانيكه با اين دل ضعيف چون كند؟

 

الهي غريب تو را غربت وطن است ،كي هرگز به  خانه رسد كسي كه غربت او را وطن است.

 

الهي گرفتار آن دردم كه داروي آني ،بنده آن ثنايم كه تو سزاوارآني ، من در تو چه دانم ؟ تو داني. تو آني كه خود گفتي وچنانكه خود گفتي آني .تو آني كه مصطفي گفت :من ثناي تو را نتوانم شمرد آن گونه كه تو بر نفس خويش ثنا گفتي .

 

الهي مران كسي را كه خود خواندي ،ظاهر مكن جرمي را كه خود پوشيدي ، كريما ميان ما وتو داور تويي ،آن كن كه سزاوار آني ،نه آنچنان كه سزاوار ماست.

 

كريما خود بر گرفتي وكس نگفت كه بردار ،اكنون كه بر گرفتي مگذار ودر سايه لطف خود ميدار وجز به فضل ورحمت خود مسپار.

 

الهي آب عنايت تو به سنگ رسيد ،سنگ بار گرفت ،سنگ درخت رويانيد،درخت ميوه بار گرفت ،چه درختي؟درختي كه بارش همه شادي ،مزه اش همه انس وبويش همه آزادي ،درختي كه ريشه آن در زمين وفا ،شاخ آن براي رضا ،ميوه آن معرفت وصفا ،حاصل آن ديدار ولقاء.

 

الهي به بركت صديقان درگاه تو ، به بركت پاكان درگاه تو كه حاجت اين بيچاره درمانده ومهمات جميع مومنين ومومنان را  بر آورده بگرداني وآنچه اميد ميدارم به عافيت ودوستكامي برساني وپيش از مرگ توبه نصوح كرامت نمايي وختم كارها به كلمه شهادت فرمايي.

يا آله العالمين وخير الناصرين بفضلك وكرمك يا اكرم الاكرمين ويا ارحم الراحمين وصلي الله علي محمد وآله اجمعين.

الهي وربي من لي غيرك